ميرزا محمد حيدر دوغلات

25

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از پرتو تدبير صواب افروزد . حكم شمشير ( 11 پ ) اگر پيرو آنچه رأى مستقيم [ است ] نفاذ يابد قبول آن ، به گردن دشمنان فرود آيد و پيغام تير اگر به تقرير تدبير باشد در دل خصم جاىگير افتد . روشنى ديده اقبال از غبار معركه افزايد و در تاريكى معركه روشنى از رأى ستيز به دست‌گير آيد . بيت : به هنگام تدبير يك رأى نيك * به از صد سپاه چو درياى ريگ و مصداق اين سياق آن است كه چون امير حاجى برلاس از توجه سپاه جته متوهم شد و يورت قديم را مهمل گذاشته عازم خراسان گشت و از چول 42 عبور كرده به كنار آب جيحون رسيد . « 1 » حضرت صاحب‌قران « 2 » 43 ، قطعه : جهان دار جم قدر گردون شكوه * قيامت نهيب ستاره گروه فلك قدر تيمور دريا نوال * كه بادا برو رحمت ذو الجلال « 3 » به يقين دانست كه اگر بيش از اين خوددارى مىكند ، وطن اصلى به يكباره زير و زبر مىشود و مقام موروثى سمت قاعا ضعفا خواهد گرفت چه پدرش امير طراغاى در آن سال به جوار رحمت حق پيوسته بود . نظم : پدر رفته و عم گريزان شده * ز بيگانه كشور پريشان شده مخالف مسلط ، اولوس در خطر * گشاده عقاب بلا بال و پر « 4 » و در چنين حال با وجود آنكه سن مباركش هنوز از حدود بيست و پنج سالگى تجاوز ننموده بود و آيينه « 5 » ضمير « 6 » منيرش « 7 » از صيقل « 8 » تجارب روزگار جلاپذير نگشته ، رأى مشكل‌گشاى را كه مطرح انوار تأييدات الهى و مهبط اسرار عنايات نامتناهى بود « 9 » بر كشف آن واقعه هايله گماشت و به سنت سنيّه شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ 44 كار بنده گشته « 10 » به

--> ( 1 ) . نگ : + امير تيمور . ( 2 ) . نگ : - حضرت صاحب‌قران . ( 3 ) . نگ : - قطعه . . . ذو الجلال . ( 4 ) . نگ : مانند عقابى بىبال و پر . ( 5 ) . نگ : - آيينه . ( 6 ) . نگ : ضميرش . ( 7 ) . نگ : - منيرش . ( 8 ) . نگ : - صيقل . ( 9 ) . نگ : - مشكل‌گشاى . . . بود . ( 10 ) . نگ : - و به سنت . . . گشته .